چون عاشقان می را همی از کاسه سر میخورند/در بزم او گر می روی مردانه شو مردانه شو





خوش آمدید  

 

نوشته شده توسط : دل دیوانه | 91/08/29 | 1:34 PM | لينک ثابت | موضوع:

«مجید اخشابی» پس از هفت سال «آینه رو» را منتشر می کند  

 

تازه‌ترین اثر «مجید اخشابی» آهنگساز، نوازنده و خوانندهٔ موسیقی پاپ ایران با نام «آینه رو» پس از  

سپری شدن هفت سال از انتشار آخرین اثرش، پس از ایام محرم و صفر سال جاری وارد بازار 

 موسیقی کشور می‌شود.

اخشابی با اعلام این خبر درباره این اثر گفت: «آلبوم «آینه رو» که شامل ۱۴ قطعه موسیقی است  

اکثرا توسط خودم آهنگسازی شده و در تنظیم این قطعات هم از یاری مجید اکبرزاده و غلامرضاصابری  

بهره برده‌ام. ترانه‌های آلبوم نیز از سروده‌های شاعرانی چون اسحاق انور، عبدالجبار کاکایی و اهورا  

ایمان انتخاب شده است.»

وی در ادامه صحبتهایش افزود: «صدابرداری و ضبط قطعات این آلبوم در استودیو مهرآوانوا و با  

صدابرداری محمدسعید شایان و علی پورمقدم انجام گردیده است.»

اخشابی در پاسخ به این سوال که آیا با توجه به تاخیر طولانی، تغییری در تنظیم و چیدمان قطعات 

 داشته است، توضیح داد و گفت: «تغییر چندانی در کلیت آلبوم نداشتم، ولی درصدد این هستیم که  

با توجه به تاخیری که در انتشار داشتیم، به جای برخی از آهنگ‌ها، قطعات جدیدتری را جایگزین کنیم.»

این خواننده درباره برنامه‌هایش برای اجرای کنسرت نیز خاطرنشان کرد: «تمام تلاشم را خواهم کرد  

که پس از انتشار «آینه رو» اجرای صحنه‌ای داشته باشم و در تهران و شهرستانهای مختلف به دیدار  

دوستدارانم بروم.»

شایان ذکر است که مجید اخشابی در مدت فعالیت حرفه‌ای خود سه آلبوم با نام‌های «گمگشته»، 

 «همراز» و «پریزاد» را در بازار موسیقی کشور منتشر کرده است و «آینه رو» که قرار است بعد از  

هفت سال منتشر گردد چهارمین اثر رسمی  وی محسوب می‌شود. 

 دانلود تیزر آلبوم «آینه رو»  

 

منبع: سایت موسیقی ایرانیان (آبان 1393) 

نوشته شده توسط : دل دیوانه | 93/08/11 | 1:47 PM | لينک ثابت | موضوع: مصاحبه خبرگزاریها - سال 1393 |

دل نوشته مجید اخشابی  

 

بر خاکي نشسته بودم؛
که خدا آمد و کنارم نشست!
گفت: مگر کودک شده اي!؟
که با خاک بازي ميکني! 
گفتم: نه! ولي. . .
از بازي آدمهايت خسته شده ام!. . .
همان هايي که حس مي کنند هنوز خاکم ! . . .
و روح تو در من دَميده نشده! . . .
من با اين خاک بازي ميکنم
تا آدمهايت را بازي ندهم!
خدا خنديد! . . .
پرسيدم خدايا؛
چرا از آتش نيستم!؟
تا هرکه قصد بازي داشت را بسوزانم!
خدا امّـا ساکت بود!
گويا از من دلخور شده بود! 
گفت: 
تو را از خاک آفريدم
تا بسازي! . . . نه بسوزاني! . . .
تو را از خاک از عنصري برتر ساختم. . .
از خاک ساختم
که با آب گـِل شوي و زندگي ببخشي. . .
از خاک که اگر آتشت بزنند !. . .
بازهم زندگي ميکني و پخته تر ميشوي. . .
با خاک ساختمت تا همراه باد برقصي. . .
تو را ازخاک ساختم
تا اگر هزار بار آتش و آب و باد تو را بازي داد! . . .
تو برخيزي! . . .
سر برآوري! . . .
در قلبت دانه ی عشق بکاري! . . .
و رشد دهي و از ميوه ی شيرينش لذت ببري! . . .
تو از خاکي! . . .
پس به خاکي بودنت ببال . . .
و من هيچ نداشتم!
براي گفتن به خدا! . . .

 

 

نوشته شده توسط : دل دیوانه | 93/08/05 | 11:28 AM | لينک ثابت | موضوع: یادداشتها و کتاب |